در حال بارگزاری...

"standing"

Loading/

1 - He was so excited that his hair was standing on end.

آنقدر هیجان زده بود که موهایش سیخ شده بود.

Loading/

2 - She had removed her clothes, standing naked in front of me.

لباس هایش را درآورده بود و برهنه جلوی من ایستاده بود.